سرگردانی

با اینکه سرگردانیم پایان ندارد
دل کندن من از تو، نه، امکان ندارد
یک آسمان ابراست این دل بی تواما
حال و هوای بارش باران ندارد
گل نیستی تا جا بگیری در دو دستم
باغی،که تاب وسعتت گلدان ندارد
تا هرج و مرج واژه ها زیر سر توست
شعر تمام شاعران سامان ندارد
وقتی نباشی و نبینم ساحلت را
این رود تا دریا شدن جریان ندارد

